آیهانآیهان، تا این لحظه: 14 سال و 28 روز سن داره

آیهان امپراتور ماه

عصبانی شدن نانازم

مامانی یه چند روزه یادگرفتی عصبانی میشی اگه به حرفت گوش ندیم انقدم نازمیشی که میخوام بخورمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت   ...
24 خرداد 1392

این روزها 4

 نفسم سلام وای که من قربونت بشم عاشقتم یعنی هر چقدر بگم کمه کمه کمه مامانی برات بگه این روزا شیطون تر و تو دل برو تر شدی عادت های این مدتت اینه که وقتی گریه میکنی و میخوای بغلت کنیم نزدیکت که میشیم زودی دستات بالا میگیری  که بلندت کنیم بگیریم تو بغلمون وقتی که شیر میخوری میخوام از دهنت در بیارم اگه خوابم باشی زودی با دو تا دستت میگیری و میکنی تو دهنت و بازم میخوری بیرون رفتن خیلی دوست داری  مثل مامانی خودشم شدیدا به من عادت کردی همش دوست داری بغل من باشی منم که اون موقع میخوام بخورمت   خوب از این مدت بگم که نبودیم اول این که رفتیم عروسی عمو ...
22 خرداد 1392

این روز ها 5

مامانی من فدات شم . . . عزیزم دلم واست بگم کم کم داری تلاش میکنی وایسی این روزا مدل خوابت فرق کرده موقعی که می می میخوری میخوابی تو بغلم یا رو بالش و در حال ناز کردن صورت خوشگلت و موهات .لب تاب خیلی دوست داری . سیمم دوست داری نمیدونم آخه خوشگلم مگه سیم چه طعمیه که انقده میخوری باید یه بار امتحان کنم کم کم باید منتظر دندوناتم باشیم که بیان  ولی نمیدونم تا کی هنوز چهار دستو پا نمیتونی راه بری ولی خودتو رو زمین میکشی  وقتی حاضر میشیم بریم بیرون میفهمی زودی جیغ میکشی که تو رم ببریم راستی مامانی این مدت دوربینمون خراب شده با گوشی عکس میگیرم ببخشین اگه کیفیت عکیا بد باشه خوب بری...
22 خرداد 1392

نفسم و این روزها 3و اولین پست سال 92

سلام  ببخشید که دیر کردیم آخه بعد سال تحویل رفتیم شهرمون وتا جمعه اونجا بودیم تازه برگشتیم خبرای این مدت اینکه عمو مقداد نامزد شد هههوووررراااا پسرکم داره کمکم غذا میخوره پسرکم اولین عروسیشو رفت البته یه روز مونده به عید موهاتم با بابایی کوتاه کردیم و دردونم اولین سیزده به درشو رفت خوب بریم سراغ عکسا: آیهانم داره میره عروسی قند عسلم با بابایی دارن میرن ماهی بگیرن داریم میریم عروسی پسرم داره استراحت میکنه تا موقع عید دیدنی خسته نباشه فرشتم با پسر دایی مامانی (محمد امین) باباجون و دایی جون و نفسم آخرین عکس خوابت توی سال 91 مدل خ...
22 خرداد 1392

این روزهای قند عسلم 2

عروسکم با شال کلاه جدیدش  البته یه کم بزرگه که واسه سال بعد نگه میدارم آیهانم داره حاضر میشه بخوابه خوشگلم داره برنامه ریزی میکنه امروز  چی کاراو شیطنتایی قراره بکنه تازه گیا این مدل و دوست داری و تن تن انجامش میدی خوشگلم با باباش داره فوتبال نگاه میکنه  که وسطاش متوجه عکس گرفتن مامانی شدی و فوتبال و ول کردی فرشته خوردنیه خودم راستی مامانی چند روزه وقتی رو پاهات میذارمت و وایمیستی تن تن پاهاتو میکوبی زمین و به هر نحوی که شده خودتو زودی جلو میبری خودشم با صداهای جور واجور  خوشگلکم هیجان زده میشه فدات شم مامانی میخوای راه بری ع...
22 خرداد 1392

عادت های فرشتمون 1

خوب مامانی آهنگ از اول دوست داشتی وقتایی که گریه میکردی آهنگ میذاشتم ساکت میشدی به آهنگ گوش میدادی بازم گوش میدی TV هم از اول دوست داری  بازم نگاه میکنی این روزا تا عروسکات خوب بازی میکنی البته بازی که چه عرض کنم همشونو تو دهنت میکنی و میخوری غل میخوری بعد با پاهات خودتو میکشی جلو دستاتو از زیرت در میاری بعد سرتو بلند میکنی مارو نگاه میکنی میخندی که توی این لحظه میخوام بخورمت عسلم راستی تو خوابم غل میخوری دو سه بار انقده غل میخوری که کلا بر میگردی اونم توی خواب منم زودی برت میگردونم دستاتو میکنی توی دهنت میخوری خوب از موقع به دنیا اومدن تو بیمارستانم میخوردی ولی این روزا حتی شده سه تا چه...
22 خرداد 1392

بدون شرح 3

                                                                                                            &nbs...
22 خرداد 1392